تبليغاتX
آموزش جامع وبلاگ نویسی :: تبادل لینک

84/04/20

«ارتباط ابزاری - ارتباط در خود» و وبلاگستان فارسی

در حالت کلی وب‌لاگ را می‌توان به عنوان يک ابزار برقراری ارتباط مطالعه کرد. در اين صورت، برای مطالعه‌ی وب‌لاگ بايد از نظرياتِ علم ارتباطات استفاده شود. نظريات ارتباطات همه‌گی حول محور «کاروَرزِ (فرستنده يا منبع) - استفاده‌کننده (گيرنده يا مخاطب)» تنظيم شده‌اند. نظريات مختلفی برای مطالعه‌ی ارتباط ميان کارورز و مخاطب بسط داده شده‌اند که آن‌ها را می‌توان در دو گروه کلان دسته‌بندی کرد. اول، نظرياتی که بيش‌تر به فرستنده توجه دارند و برای فرستنده‌ی پيام در تلاش جهت تحقق اهداف ارتباطی‌اش سودمند هستند. دوم، نظرياتی که به مخاطب توجه دارند و به شناخت استفاده‌های ارتباط جمعی برای مخاطبان، يا تأثيرهای ارتباط جمعی بر مخاطبان می‌پردازند.

در نظريات «کارورز محور»، کارورز کسی‌ست که تلاش می‌کند تأثيرهای خاصی بر مخاطب بگذارد. الگوهايی که در اين نوع نظريات بسط داده شده‌اند، به دنبال درک چه‌گونه‌گی تأثير پيام بر مخاطب به منظور افزايش اين تأثير هستند. در نظريات «مخاطب محور» از منظر مخاطب به رسانه توجه می‌شود. در اين نوع نظريات، بيش‌تر استفاده‌های ارتباط جمعی برای مخاطب مطرح است تا اثرات آن بر مخاطب. نظريات مخاطب محور به دنبال آن‌اند که به مخاطب در درک استفاده‌هايی که می‌توان از رسانه‌های جمعی به عمل آورد يا استفاده‌های مطلوبی که اين رسانه‌ها نمی‌توانند تأمين کنند، يا اثرات نامطلوبی که اين رسانه‌ها ممکن است داشته باشند، کمک کنند.

نکته‌ی مهم آن است که در بطنِ همه‌ی اين نظريات (به خصوص در نظريات کارورز محور)، نگاهی «ابزاری» به عمل يا فرآيند يا مفهومِ ارتباط نهفته است. منظور از «ابزاری ديدن» آن است که «ارتباط» را معطوف به هدفی خارج از خودِ «ارتباط» تعريف و معنا می‌کنند. در حالی که ارتباط می‌توانَد «برای ارتباط» باشد نه برای چيزی خارج از آن. ارتباط در نفس خود حاوی چيزهايی‌ست که مطلوب و خواستنی‌ست. «معنا» و «هويت» مهم‌ترين چيزهايی‌ست که «ارتباط» ماهيتا واجد آن‌هاست (يا می‌تواند باشد) و به همين دليل، ارتباط می‌تواند برای خودِ ارتباط خواسته شود. بنا بر اين برخی از انواع ارتباط ممکن است از نوعی باشند که نتوان آن‌ها را با روی‌کردهای ابزاری مطرح‌شده در نظريه‌های ارتباطات تبيين کرد.

دوقطبی «فرستنده - گيرنده» که در بطن نظريه‌های ارتباطات نهفته است، متضمن نوعی «قشربندی» و نگاهِ سلسله مراتبی (گرچه گاه پنهان و ناگفته) است. در اين روی‌کرد، حتا در انواع مخاطب محور آن، اولويت با فرستنده و توليدکننده‌ی پيام است. اين اولويت‌بندی از همان ابتدا در نام‌گذاری «فرستنده - گيرنده» يا «توليدکننده – مصرف‌کننده» نهفته است. مصرف‌کننده در موقعيت انفعال قرار دارد چرا که به هر حال مصرف‌کننده است. او چاره‌ای ندارد جز آن که چيزی را که ديگران توليد کرده‌اند مصرف کند. حداکثر می‌تواند در نحوه‌ی مصرف، خلاقيت‌هايی به خرج دهد يا مقاومت‌هايی ابراز کند. در اين نظريات همه‌ی بحث‌ها بر سر آن است که توليدکننده يا فرستنده چه‌گونه پيام خود را توليد و چه‌گونه آن را ارسال كند که اثر مورد نظر را بر مخاطب بر جای بگذارد، يا مخاطب چه‌گونه می‌تواند از آن چه که توليدکننده ساخته است به به‌ترين شيوه استفاده کند.

در روی‌کرد «در خود» (ارتباط برای ارتباط)، نمی‌توان از دوقطبی «فرستنده - گيرنده» سخن گفت. در اين روی‌کرد، هيچ کس توليدکننده‌ی صِرف و هيچ کس مصرف‌کننده‌ی صرف نيست. نه هدف فرستنده اعمال تأثير يا ايجاد تغييری در مخاطب است نه هدفِ مخاطب بردن استفاده‌ای خاص از آن چه که فرستاده شده است. در اين روی‌کرد، هدف همان حضور در فرآيند ارتباط و برقراری رابطه است.

در واقعيت، در اکثر (و شايد تمام) موارد ممکن است نتوان «وجه ابزاری» و «وجه در خودِ» ارتباط را از يک‌ديگر تفکيک کرد. در اکثر ارتباط‌ها، اين دو وجه هم‌زمان حضور دارند. با اين حال در هر ارتباطی می‌توان از شدتِ بيش‌تر يکی از اين وجوه سخن گفت.

بر اين مبنا شايد بتوان وب‌لاگ‌ها را به دو دسته‌ی کلی تقسيم کرد: وب‌لاگ‌هايی که وجه ابزاری ارتباط در آن‌ها غالب است و وب‌لاگ‌هايی که وجه در خودِ ارتباط در آن‌ها غالب است.

احتمالا کليه‌ی وب‌لاگ‌های تخصصی يا وب‌لاگ‌هايی که در موضوع و حوزه‌ی تعريف‌شده و معينی فعاليت می‌کنند، بايد جزء وب‌لاگ‌های ابزاری دسته‌بندی شوند چرا که در اين وب‌لاگ‌ها همان موضوعی که به آن پرداخته شده است، خود هدفی‌ست که خارج از خودِ وب‌لاگ‌نويسی مطرح است. وب‌لاگ‌های علمی، خبری، هنری، تحليلی و مانند اين‌ها از اين دسته هستند. اين دسته از وب‌لاگ‌ها در الگوی نظريه‌های ارتباطات می‌گنجند. الگويی که دوقطبی «فرستنده - گيرنده» يا «کارورز - مخاطب» بر آن‌ها حاکم است. در اين وب‌لاگ‌ها، نويسنده‌ی وب‌لاگ مخاطبان را در نظر دارد و هدف‌اش از نوشتن ايجاد تغييری در مخاطبان خود است. اين تغيير در به‌ترين حالت افزايش دانش و اطلاعات مخاطبان است.

گروه بزرگی از وب‌لاگ‌ها موضوع ثابتی ندارند. وب‌لاگ‌هايی با محتوايی مانند درد دل‌ها، رنج و شادی‌ها، پستی و بلندی‌های زنده‌گی روزمره و اتفاقات بسيار عادی که به نظر می‌رسد ارزش خواندن و دانسته شدن ندارند و معمولا کم‌ترين اطلاعاتی برای خواننده در بر ندارند، شايد نمونه‌های نابی باشند از وب‌لاگ‌های «در خود». در اين وب‌لاگ‌ها اثرگذاری بر مخاطب چندان مورد نظر نيست بلکه نفس ايجاد رابطه و وارد شدن در يک شبکه‌ی ارتباطات مد نظر است.

صرف‌نظر از اين دسته‌بندی، شايد اگر بخواهيم محيط اين وب‌لاگ‌ِستان را به عنوان كليتی واحد مطالعه كنيم، رویكرد «در خود» مناسب‌تر از روی‌كردهای مبتنی بر نظريه‌های ارتباطات باشد. صرف‌نظر از انواع و اقسام بسيار متعدد وب‌لاگ‌های موجود در وب‌لاگ‌ِستان فارسی كه استثنائات متعددی را ممكن است پديد آورد، به نظر می‌رسد كه مجموعه‌ی اين وب‌لاگ‌ِستان (بدون آن كه بخواهم كاركردهای رسانه‌ای آن را نفی كنم، اما) بيش از آن كه «رسانه»ای باشد برای انتقال پيام ميان افراد و گروه‌ها، يك «كاميونيتی» (يك گروه، يك اجتماع) است كه افراد در آن حضور می‌يابند. شايد با اغماض و مسامحه وب‌لاگ‌ِستان فارسی را (يا دست‌كم بخش‌های مهمی از آن را) بتوان با چيزی شبيه «پاتوق» در دنيای واقعی شبيه كرد. وب‌لاگ‌ِستان فارسی بيش‌تر از آن كه يك رسانه، يك ابزار باشد، يك «محيط»، يك «مكان» است. «جايی» كه افراد در آن حضور می‌يابند تا با هم باشند. نه ابزاری كه از آن برای اثرگذاری بر هم استفاده كنند. وب‌لاگ حداقل چنان كه در ايران رواج يافته بيش از آن كه يك امكان ارتباط ابزاری باشد، يك امكان ارتباط در خود است.

 توضيح اضافه آن كه منظور از اين دسته‌بندی، تخطئه‌ی گروهی از وب‌لاگ‌ها يا تبرئه‌ی گروهی ديگر نبود. اين دسته‌بندی در راستای تلاش در جهت نزديك شدن به فهم پديده‌ی وب‌لاگ‌نويسی، دست‌كم آن‌چنان كه در ايران رواج يافته است، انجام شد.

نویسنده:رضا کلاهی
منبع:نشریه الکترونیکی فروغ - شماره ۸۰

با دست خط میلاد حبيبى نيا در 16:57 |  آدرس این پست   •